نیمه اول ماه هجدهم
17 ماهگیت مبارکککک
نیمه دوم ماه هفدهم
مهمترین اتفاق این مدت، به دنیا اومدن نی نی خاله نسرین بود این هم نیروانای ناز ما هنوز زیاد به نیروانا حساس نیستی، مثلا هر وقت بغلش می کنم هیچ عکس العملی از ناراحتی نشون نمی دی..... شاید فکر می کنی عروسکه:)))))) این دو هفته کلی کلمه تازه یاد گرفتی: گدو = گردو امو = ارمون اتی= اتیش سسس = سرد ما = ماه گگ = گرگ تکید = ترکید نی نی= نی نی &...
نیمه اول ماه هفدهم
عزیز مامان، دو هفته پیش هم مثل هفته های قبل، هر روزش با وجود تو شیرین تر و قشنگ تر از روز قبل بود پارک رفتنامون کمتر شده، هم به خاطر گرمی هوا و هم کار زیاد بابایی موش اب کشیده در وسط میدان اینجا اول دست بابا رو گرفته بودی و بعد ول کردی و خودت مستقل اب بازی می کردی یه روز ظهر که بیرون بودیم، از کنار یک میدون رد شدیم که فواره های قشنگی داشت، بابایی بردت نزدیک فواره ها ولی چون جای مناسبی نبود ، زود برگشت و تو هم زدی زیر گریه که الا و بل...
شانزدهمین ماهگردت مبارککککککک
اول که بساط کیک و شمع شما رو اماده کردیم تا شونزدهمین شمعا رو هم به افتخارت روشن کنیم، مثل همیشه حوصله نشستن روی صندلی رو نداشتی و دلت می خواست پاشی اینجا چون بهت گفتیم بشین، ناراحتی و داری با پشت دست می زنی روی دهنت( عکس العملت زمان عصبانیت) و چون این بار دیگه از صندلی غذا یا کریر و تاب برقی خبری نبود تا کمربنداشون مزاحم پا شدنت بشه، از جات پاشدی، ولی باز هم ناراحتی و مثلا بغض کردی یه دور، دور میز زدی و به فکرت رسیده که یه خرده خراب کاری کنی بعد انگشتتو صاف کردی توی کیک اینجا هم داری به من نگاه می کنی ببینی نظرم چیه؟؟؟ و...
نیمه دوم ماه شانزدهم
سوشیانس مامان توی این دو هفته، خیلی راه رفتنت خوب شده، با این که هنوز کامل مسلط نیستی، ولی ترجیح می دی فقط راه بری و از چهار دست و پا رفتن دیگه خبری نیست، حتی اگه ده بار بیفتی، باز هم پا می شی و راه می ری.... اولین باری که بعد از راه افتادن بردیمت پارک و گذاشتمت روی زمین، تا خودت راه بری، خیلی خوشت اومد:)))) و دیگه حاضر نبودی بغل من بیای و هی پاهاتو می کوبیدی توی ابای روی زمین این هم عکسای اولین قدمای تو توی پارک( اثر هنری بابایی) همچنان عاشق رقص و نای نای هستی، خیلی وقتا می یای و به لپ تاپ اشاره می کنی و می گی نای نای، تا فیلیم نای نایتو برات بذارم:)))) ...








